-40-  شهیدستان- یادواره 40 شهید شهرک شهید باهنر و شهدای کارمند شهرستان زرند برگزار شد. به گزارش شهیدستان، یادواره 40 شهید شهرک شهید باهنر و شهدای کارمند...
1393-06-09-04-49-26  شهیدستان- مراسم شهیدان رجایی و باهنر و یادوراه شهدای دولت برگزار شد.   به گزارش شهیدستان، دستیار و مشاور فرمانده معظم کل قوا شامگاه شنبه  8 شهریور...
1393-06-09-05-23-32  شهیدستان-  پیکر شهید شهید محمدتقی موسوی مسئول بازرسی فرماندهی انتظامی شهرستان بم با حضور پرشور مردم و مسئولان در شهر جیرفت تشییع شد. به گزارش...
1393-06-08-05-17-41  شهیدستان- یادواره شهدای دولت با سخنرانی سردار سرلشکر رحیم صفوی مشاور عالی مقام معظم رهبری برگزار می‌شود. به گزارش شهیدستان، به مناسبت هفته دولت و...
1393-06-07-16-45-56  شهیدستان- امام جمعه رفسنجان با بیان اینکه نخستین کنگره شهدای جامعه شیمی کشور در رفسنجان برگزار می‌شود، گفت: دولتمردان باید رهنمودهای مقام معظم رهبری را...
1393-06-07-16-41-48  شهیدستان- بعد از ظهر امروز با حضور پرشور مردم بم پیکر شهید محمدتقی موسوی مسئول بازرسی فرماندهی انتظامی شهرستان بم بعد از نماز جمعه تشییع شد. به...
1393-06-06-17-17-57  شهیدستان- وزیر کشور با حضور در مزار شهدای گمنام کرمان، قبور مطهر شهیدان را گلباران کرد. به گزارش شهیدستان، عبدالرضا رحمانی‌فضلی وزیر کشور دقایقی پیش...
1393-06-06-17-12-18  شهیدستان- به مناسبت هفته دولت قبور مطهر شهدا و دو شهید گمنام در ریگان عطرافشانی و غبارروبی شد. به گزارششهیدستان به نقل از فارس، پیش از ظهر امروز با...
1393-06-05-04-11-04  شهیدستان- مدیرکل بنیاد شهید و امور ایثارگران استان کرمان گفت: ۷۰ درصد از شهدای ما را بسیجی‌ها تشکیل داده‌اند و همین میزان از کل نیروهای حاضر در دفاع...
1393-06-04-15-05-52  شهیدستان- همسر شهید حسین مرتضوی‌زاده بیان داشت: شهید مرتضوی‌زاده مرگ واقعی را در شهادت می‌دانست و آرزو داشت که در راه خدمت به انقلاب و نظام از دنیا...
1393-06-04-14-10-34شهیدستان- معاون رئیس جمهوری به مقام شامخ شهدای کردستان ادای احترام کرد. به گزارش شهیدستان، معصومه ابتکار معاون رئیس جمهور و رئیس سازمان حفاظت محیط زیست...
1393-06-04-04-28-39  شهیدستان- سرپرست فرمانداری فهرج به مناسبت هفته دولت از خانواده‌های معظم شهدا در بخش نگین‌کویر فهرج تجلیل کرد. به گزارش شهیدستان به نقل از فارس،...
-92  شهیدستان-مدیرکل بنیاد شهید و امور ایثارگران استان کرمان  صبح امروز گزارش عملکرد سال 92 بنیاد شهید استان را در جمع خبرنگاران تشریح کرد.   به گزارش...
1393-06-03-03-58-45شهیدستان-دولتمردان کرمان مزار شهیدان هشت سال دفاع مقدس و انقلاب اسلامی را عطرافشانی و گلباران کردند. به گزارش شهیدستان، دولتمردان کرمان صبح امروز با...
1393-06-02-04-32-46  شهیدستان- سومین یادواره شهید محمدرضا محمدحسنی کوچکترین شهید شهرستان کوهبنان برگزار شد.   به گزارش شهیدستان، سومین یادواره شهید محمدرضا محمدحسنی...
1393-06-02-04-19-59  شهیدستان- یادواره 8 شهید والامقام روستاهای رشک وسطی و رشک سفلی در آستانه فرارسیدن هفته دولت در شهرستان زرند برگزار شد. به گزارش شهیدستان، یادواره 8...
-l-r  شهیدستان- امام جمعه بروات از نام‌گذاری گلزار شهدای گمنام بروات به عنوان «تپه نور شهدا» خبر داد. به گزارش ‌شهیدستان، حجت‌الاسلام اصغر دهقان‌دولتی...
-284-  شهیدستان- مدیرکل بنیاد شهید و امور ایثارگران استان کرمان گفت: مردم ولایتمدار استان با یکهزار و 284 آزاده سرافراز در دوران هشت سال دفاع مقدس افتخار...
-60-  شهیدستان- همزمان با سالروز شهادت امام جعفرصادق (ع) ششمین یادواره 60 شهید منطقه هنزاء شهرستان رابر برگزار شد. به گزارش شهیدستان به نقل از فارس، ظهر...
  • حدیث شهادت

  • در پرتو رهبری

  • در مکتب روح الله

  • دلنوشته ها

  • شعر

  • خاطرات

یاران مردانه رفتند؛ اما هنوز تکبیر وفاداری‌شان از مناره‌های غیرت این دیار به گوش می‌رسد. یاران عاشقانه رفتند؛ اما هنوز لاله‌های سرخ دشت‌های این خاک به یمن آنان به پا ایستاده‌اند.

یاران غریبانه رفتند؛ اما هنوز بوی عطر جانمازشان شعر سپید یاس را می‌سراید. یاران رفتند و هنوز نام و یادشان زینت‌بخش کوچه‌های شهر است.

... و، من و تو،!

در این ساحل باشکوه و امن آنان ایستاده‌ایم و در این حضور عطرآگین و آسمانی‌شان در آرامشیم و از سرخی آنان دشت‌های‌مان سرخ و لاله‌گون است.

آنان مردان همیشه جاویدان این دیار دلیرانند. آنان آینه‌های تمام‌نمای راه عزت و شرف من و تواند. ... نگاه کن! نور از پیشانی‌های به خاک افتاده آنان می‌طرواد. برخیز! دست در دست هم دهیم و در امتداد مهر بمانیم!

از خدا مي خواهم مبادا بعد از يك عمر زحمت مرگ ما در بستر بيماري باشد و در ميدان شهادت نباشد، شهادت. مرگ در راه ارزشهاست …

شهادتها انقلاب ما را پابرجا و تضمين كرده است و به همين دليل ملت ما را آسيب ناپذير ساخت.

سعادت را آنها تحصیل کردند که شتافتند

با اختیار خودشان و با جهاد خودشان و با رزمندگی خودشان در مقابل کفر ایستادند و جان خود را تسلیم خدا کردند و برگشتند به خدای تبارک و تعالی با سعادت و آبرو
ما همه خواهیم مرد لکن آنها سعادت را برای خودشان  و شرافت را برای وطنشان تحصیل کردند که در مقابل لشکرهای کفر برای دفاع از اسلام و برای دفاع از کشور اسلامی ایستادند و فداکاری کردند و به سوی خدا شتافتند
انسان که باید این راه را برود و مردنی است...

چه بهتر که آن سعادت را تحصیل کند و امانت را به صاحب امانت بسپارد.

موت اختیاری(شهادت رسیدن به خدا در لباس شهید و با ایده شهدا در بستر مردن است)چیزی نیست

لکن در راه خدا رفتن شهادت است و سرافرازی و تحصیل شرافت برای انسا و برای انسانها

آنچه از دنیا است، فانی است و آنچه برای خدا تقدیم می شود باقی و ابدی

.است و این شهدا زنده هستند و در پیش خدا تبارک و تعالی عند ربهم یرزقون

آنها الان در درگاه خدای تبارک و تعالی روزیهای معنوی و روزیهای همیشگی را به آن نائل شدند و آنچه که از خدا بود تقدیم کردند و آنچه داشتند و آن جان خودشان بود را تسلیم کردند و خدای تبارک و تعالی آنها را پذیرفته است و می پذیرد.

ماها عقب ماندیم ،ما باید تاسف بخوریم که نتوانسته ایم این راه را برویم.

آنها پیشقدم بودند و رفتند و به سعادت خود رسیدند.

پدر آسمانی من ، روزت مبارک!
دعوتنامه

"بسم رب الشهداء و الصدیقین"

نگو که از تو سراغی... نگو نمی گیرم!               

نبض دلتنگی ام این روزها بیشتر و  محکم تر می کوبد.

می خواهم صدایت کنم،نه فقط یک بار

آنقدر زیاد که مجبور شوی صدایم را بی جواب نگذاری.....
پدر آسمانی ام روزت مبارک!

بي نشان
چقدر نامه نوشتم به دست باد سپردم
براي آمدنت شب به شب ستاره شمردم
چقدر گرد گرفتم من از اتاق تو مادر
براي باور مردم قسم به جان تو خوردم
در انتظار تو و قاصدي كه هيچ نيامد
هزار مرتبه جانم به لب رسيد و نمُردم
و عكس هاي تو را، من اميدوار و صبور
براي هركه مي آمد ز جبهه بردم و بردم
صداي زنگ در، اما، هميشه دغدغه زا بود
نيامدي و من از آن چه خون دل كه نخوردم
چقدر هروله كردم ميان كوچه و ايوان
و بال روسري ام را به زير پلك فشردم
چه پستچي كه از اين خانه مي گذشت شتابان
چقدر نامه نوشتم به دست باد سپردم

پروانه نجاتي

براي اولين با رهمراه بچه هاي اطلاعات رفتم شناسايي. موقع برگشت وقتي به خط خودي نزديك شديم. ديدم همه ي بچه ها افتادند روي زمين، سجده كردند و بعد دو ركعت نماز خواندند. محمد حسين كه متوجه شد تعجب كرده ام گفت: بچه ها سجده شكر به جاي مي آورند... اين كار هر شب اوناست هواپيماهاي عراقي مقر اطلاعات عمليات را بمباران كردند وچند نفر از بچه هاي اطلاعات زخمي شدند. محمد حسين مي خواست همراه زخمي ها برود و كمكشان كند. رو كردم بهش و گفتم: حسين تو به منطقه آشنا تري، همين جا بمان و عقب نرو. گفت: قرار نيست ما تكليفمان را فقط يك جا انجام دهيم. تكليف براي من نه زمان مي شناسد ونه مكان و الان از همه چيز واجب تر انتقال اين بچه ها به عقب است.

براي درمان عوارض شيميايي رفت به آلمان. آنجا يكي از دوستان دوران تحقيق را ديد. رو كرد به حسين و گفت: تو به اندازه ي كافي جنگيده اي و تكليف را انجام داده اي. همين بمان و... حسين در جوابش گفت:«اينجا براي شما خوب است و دشت هاي داغ جبهه هاي جنوب براي من، حسين، پسر غلامحسين آفريده شده براي جنگ و تا جنگ هست. و من زنده ام، توي جبهه ها مي مانم.
اوركت را انداخته بودم روي شانه ام. مي خواستم به ملاقات يكي از روحانيون بروم كه دست هايم را دراز كردم توي آستين هاي اوركت و آن را منظم كردم. محمد حسين كه داشت كنارم راه مي رفت و حركات من را مي ديد، گفت: برگرديم. اين كارت خالصانه نيست»
«وقتي نماز مي خواندي اوركت روي شانه ات بود اما حالا كه مي خواهي بروي ملاقات، آن را درست مي پوشي و مرتب مي كني.»
سه روز با هم هم سفر بوديم. در تمام اين مدت هر جا كه براي نماز توقف كرديم، محمد حسين  مي ايستاد كنار مهرهاي نماز و يكي يكي مهره ها را بر مي داشت و با دقت نگاه مي كرد. مي خواستم بفهم براي چه اين كار را انجام مي دهد، تا اينكه يك بار ايستاد به نماز، مهرش را برداشتم. سبز رنگ بود و بوي عجيبي داشت. تربت كربلا بود.
هر چه اصرار مي كرديم به عضويت سپاه در نمي آمد و پاسدار رسمي نمي شد. مي گفت:«اگر من شهيد شوم و روي سنگ قبرم بنويسند «پاسدار» روز قيامت جلويتان را مي گيرم. من بسيجي ام.»
نمي دانستم توي كدام اتاق است. توي بيمارستان دنبالش مي گشتم. از جلوي اتاقش كه رد شدم صدا زد:« مادر... اينجا هستم، بيا اينجا» رفتم توي اتاق، ديدم خوابيده و روي چشم اش را بسته است. اصرار كردم بگويد از كجا و چه طور فهميده من آمده ام. گفت: «كار خاصي نمي كنم. فقط وقتي مي خوابم سعي مي كنم مثل آدم بخوابم.»
بعد از شهادت محمد حسين، خواب ديدم يك نفر دارد روضه مي خواند. حسين را ديدم، بغلش كردم و زدم زير گريه. سرم را روي شانه اش گذاشتم و گفتم« حسين آقا رفتي و ما را تنها گذاشتي؟»
سرم را روي شانه اش بلند كرد و گفت:«نگران نباش من با شما هستم. من با شما هستم.»
سردار شهيد محمد حسين يوسف الهي جانشين اطلاعات 41 ثارالله

سفارش پروژه برنامه نویسی