-2-  شهیدستان- بخشدار ماهان از تشییع پیکر 2 شهید گمنام در روز پنجشنبه هفته جاری در ماهان خبر داد و گفت: وظیفه ما این است که استقبال خوبی از این دو شهید...
1393-08-07-05-20-30  شهیدستان- اولین یادواره شهدای دادبین در مرکز آموزشی شهید دادبین کرمان برگزار شد. به گزارش شهیدستان، در این مراسم سردار محمدرضا حسنی‌سعدی، مدیرکل...
-4-  شهیدستان- مدیرکل حفظ آثار و نشر ارزش‌های دفاع مقدس کرمان گفت: شهرهای زرند و کیانشهر میزبان 4 شهید گمنام خواهند بود. به گزارش شهیدستان به نقل از...
1393-08-05-04-51-36  شهیدستان- مدیرکل بنیاد شهید و امور ایثارگران استان کرمان با بیان اینکه زمینی که در کهنوج متعلق به آزادگان است باید تعیین تکلیف شود،گفت: نهادهایی نظیر...
1393-08-04-06-14-15  شهیدستان- امام جمعه موقت تهران گفت:سکولارها با ایجاد فتنه سال ۸۸ خیانتی بدون جبران را مرتکب شدند. به گزارش شهیدستان به نقل از خشاب، آیت‎الله کاظم...
1393-08-04-06-19-14شهیدستان- یادواره شهدای نیروی انتظامی راس ساعت 7 صبح با حضور مدیر کل بنیاد شهید و امور ایثارگران استان کرمان ‏در ستاد فرماندهی نیروی انتظامی این استان...
-2-  شهیدستان- فرمانده ناحیه مقاومت سپاه کوهبنان گفت: بخش طغرالجرد شهرستان کوهبنان مصادف با پنجمین روز از ماه محرم پذیرای دو شهید گمنام است. به گزارش...
1393-07-25-08-09-40  شهیدستان- سیزدهمین نمایشگاه بزرگ کتاب کرمان با حضور معاون فرهنگی وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی، امام جمعه موقت و استاندار کرمان در مصلای امام علی (ع) گشایش...
-qq-  شهیدستان- ترجمه انگليسي كتاب "دا" با حضور مترجم آمريكايي آن و جمعي از اهالي فرهنگ و ادب در حوزه هنري رونمايي شد. به گزارش شهیدستان ، "عليرضا قزوه"...
1393-07-17-16-42-59  شهیدستان- پیام شهدای کرمان به وسیله خبرنگاران به مسئولین و مدیران مخابره شد. به گزارش خشاب، هم زمان با هفته دفاع مقدس، به منظور ابلاغ پیام خون شهدا،...
1393-07-17-16-34-41  شهیدستان- ورزشکاران جانباز و معلول کرمانی با حضور در گلزار شهدای شهر کرمان قبور مطهر شهدا را غبارروبی کردند. به گزارش شهیدستان، عصر امروز و به...
1393-07-20-05-03-24  شهیدستان- معاونت تعاون و امور اجتماعی و جمعی از مدیران کل بنیاد شهید و امور ایثارگران بمدت دو روز میهمان خانواده شهدا و ایثارگران شهر کرمان شدند. به...
1393-07-15-04-49-33  شهیدستان- رئیس سازمان دانش‌آموزی استان کرمان با اشاره به اینکه کنگره شهدای دانش‌آموز استان کرمان برگزار می‌شود، گفت: اجلاسیه بیش از یک هزار شهید...
1393-07-15-04-47-14  شهیدستان- به مناسبت گرامیداشت هفته ناجا از خانواده معظم شهدا و کارکنان نمونه نیروی انتظامی شهرستان رابر تجلیل به عمل آمد. به گزارش شهیدستان به نقل...
1393-07-08-06-53-20  شهیدستان- بسیجی مذکور با شتاب به او مراجعه و عذرخواهی کرد؛ امیر فلاحی گفت: اشک من نه به خاطر سخن شما بود، بلکه به این دلیل بود که دشمن چه به سر کشورم...
1393-07-08-06-27-51  شهیدستان- ارتش جمهوری اسلامی تولد دوباره اش را مدیون شهید فلاحی است و این شهید بزرگوار پیوند مردم و ارتش را برقرار کرد.   به گزارش شهیدستان، امیر...
1393-07-08-06-10-40  شهیدستان- با حضور جمعی از مسئولان، خانواده شهدا و نیروهای ارتش، یادواره ۱۱۰۰ شهید ارتش استان و شهید سرلشکر ولی‌الله فلاحی در کرمان برگزار شد. به...
-q-q-  شهیدستان- فیلم سینمایی ‏‎«‎پهلوان» زندگینامه شهید سرلشگر خلبان سیدحسین حسینی به کارگردانی مجتبی دهقانی و بازی میثم علی‌نژاد در نقش شهید سیدحسین ‏حسینی...
1393-07-06-03-23-15شهیدستان -بازهم هفته بیادماندنی شهریور ومهر رسید باز هم بوی گلوله وخون ولاله رخ باز هم یاد یک شهید ویک پلاک وسنگ قبری با نام شهید! به گزارش خبرنگار...
-t-شهیدستان - 5مهرماه که می شود نام یکی از ستارگان شهید استان بر صفحه خاطرات جنگ می درخشد محمد سلیمی کیا فرمانده گردان کرمان در عملیات ثامن الائمه از اولین...
  • حدیث شهادت

  • در پرتو رهبری

  • در مکتب روح الله

  • دلنوشته ها

  • شعر

  • خاطرات

یاران مردانه رفتند؛ اما هنوز تکبیر وفاداری‌شان از مناره‌های غیرت این دیار به گوش می‌رسد. یاران عاشقانه رفتند؛ اما هنوز لاله‌های سرخ دشت‌های این خاک به یمن آنان به پا ایستاده‌اند.

یاران غریبانه رفتند؛ اما هنوز بوی عطر جانمازشان شعر سپید یاس را می‌سراید. یاران رفتند و هنوز نام و یادشان زینت‌بخش کوچه‌های شهر است.

... و، من و تو،!

در این ساحل باشکوه و امن آنان ایستاده‌ایم و در این حضور عطرآگین و آسمانی‌شان در آرامشیم و از سرخی آنان دشت‌های‌مان سرخ و لاله‌گون است.

آنان مردان همیشه جاویدان این دیار دلیرانند. آنان آینه‌های تمام‌نمای راه عزت و شرف من و تواند. ... نگاه کن! نور از پیشانی‌های به خاک افتاده آنان می‌طرواد. برخیز! دست در دست هم دهیم و در امتداد مهر بمانیم!

خانواده شهيد در اجتماع يك واژه افتخاز انگيز است.

***

خانواده هاي شهدا به ملت ايران آبرو و حيثيت دادند.

***

امروز شما خانواده شهدا با دل سرشار از ايمان و خوشنودي از شهادت فرزندانتان ثابت كرده ايد كه درجامعه ما شهادت، خسارت نيست …

***

شما جوانان عزيز شاهد و فرزندان شهدا يك امتيازي به همه داريد و آن امتياز اين است كه يك پيوند خونين با اسلام، با قرآن، با انقلاب بين شما بوجود آمده است

سعادت را آنها تحصیل کردند که شتافتند

با اختیار خودشان و با جهاد خودشان و با رزمندگی خودشان در مقابل کفر ایستادند و جان خود را تسلیم خدا کردند و برگشتند به خدای تبارک و تعالی با سعادت و آبرو
ما همه خواهیم مرد لکن آنها سعادت را برای خودشان  و شرافت را برای وطنشان تحصیل کردند که در مقابل لشکرهای کفر برای دفاع از اسلام و برای دفاع از کشور اسلامی ایستادند و فداکاری کردند و به سوی خدا شتافتند
انسان که باید این راه را برود و مردنی است...

چه بهتر که آن سعادت را تحصیل کند و امانت را به صاحب امانت بسپارد.

موت اختیاری(شهادت رسیدن به خدا در لباس شهید و با ایده شهدا در بستر مردن است)چیزی نیست

لکن در راه خدا رفتن شهادت است و سرافرازی و تحصیل شرافت برای انسا و برای انسانها

آنچه از دنیا است، فانی است و آنچه برای خدا تقدیم می شود باقی و ابدی

.است و این شهدا زنده هستند و در پیش خدا تبارک و تعالی عند ربهم یرزقون

آنها الان در درگاه خدای تبارک و تعالی روزیهای معنوی و روزیهای همیشگی را به آن نائل شدند و آنچه که از خدا بود تقدیم کردند و آنچه داشتند و آن جان خودشان بود را تسلیم کردند و خدای تبارک و تعالی آنها را پذیرفته است و می پذیرد.

ماها عقب ماندیم ،ما باید تاسف بخوریم که نتوانسته ایم این راه را برویم.

آنها پیشقدم بودند و رفتند و به سعادت خود رسیدند.

پدر آسمانی من ، روزت مبارک!
دعوتنامه

"بسم رب الشهداء و الصدیقین"

نگو که از تو سراغی... نگو نمی گیرم!               

نبض دلتنگی ام این روزها بیشتر و  محکم تر می کوبد.

می خواهم صدایت کنم،نه فقط یک بار

آنقدر زیاد که مجبور شوی صدایم را بی جواب نگذاری.....
پدر آسمانی ام روزت مبارک!

بخند ای دل که تا دنیا بخنده
به بخت هر چه زار دردمنده
علیِ اکبرم از جبهه اومد
همون تابوتِ که قدش بلنده
عبدالجبار کاکایی

چند روز از ماه رمضان گذشته بود ،خلیل عراقی مسئول فروشگاه اعلام کرد که زولبیا برای فروش آورده است.
بچه ها هم به غیر از پولی که برای صندوق می گذاشتند ، ما بقی را دادند مسئول آسایشگاه تا زولبیا بخرد، افطار آن شب فراموش نشدنی شد.زولبیا را تقسیم کردند به هر نفر یک پر رسید .روز بعد خلیل آمد توی آسایشگاه به ارشد گفت" چطور بود زولبیا ؟ باز هم بیاورم؟" ارشد گفت:  " نه سرکار، ما دیگه پولی نداریم که زولبیا بخریم ،اون هم با این قیمتی که تو میدی." لبخندی بر لبان خلیل نشست ، خنده شد و آخرش هم به قهقهه کشید، حالا نخند کی بخند.مسئول آسایشگاه با تعجب خنده اش را جویا شد: خلیل در میان خنده گفت: این زولبیا را پیرزن همسایه مون نذر کرده بود ، داد به من و سفارش کرد ببر بده به اسرا بخورن . من هم فروختمش به شما و پول خوبی گیرم اومد.( یوسف زاده، احمد، لبخند در قفس)

سفارش پروژه برنامه نویسی