-70-  شهیدستان- مسوول روابط عمومی ستاد یادواره شهدای روستای گنجان، گفت: در راستای تجلیل از ایثار و فداکاری مردم ولایتمدار و شهید پرور روستای گنجان؛ یادواره...
-4-  شهیدستان- یادواره تنها شهید روستای تیتوئیه و چهار شهید گمنام شهرستان زرند برگزار شد. به گزارش شهیدستان به نقل از فارس ، همزمان با ماه مبارک رمضان،...
1393-04-25-06-03-04شهیدستان-  روز سه شنبه (24 تیرماه 93) کارگاه مشاوره وراهنمایی شغلی ویژه فارغ التحصیلان دانشگاهی ایثارگر با حضور "رزم ‏حسینی" استاندارکرمان "محمدرضا حسنی...
1393-04-23-04-40-07شهیدستان- طی آیینی از ایثارگران و خانواده والامقام شهدای شهرداری کرمان تجلیل شدند. به گزارش شهیدستان، در شب میلاد امام حسن مجتبی(ع)، طی آیینی بر اساس...
1393-04-23-04-37-29شهیدستان-  رئیس دانشگاه ولی‌عصر(عج) رفسنجان از برگزاری نخستین کنگره ۱۰۰شهید جامعه شیمی در این واحد دانشگاهی همزمان با هفدهمین کنگره ملی شیمی خبرداد. به...
1393-04-22-07-38-45شهیدستان- نشست فرهنگی ترویج فرهنگ ایثار و شهادت با حضور مدیر کل بنیاد شهید و امور ایثارگران استان کرمان و مدیر کل امور فرهنگی دانشگاه شهید باهنر کرمان...
1393-04-22-04-37-19شهیدستان-  استاندار کرمان و هیات همراه در رفسنجان با خانواده شهید محمدحسین ایران نژاد و خانواده جانباز سید جعفر حسینی دیدار کردند. به گزارش شهیدستان به...
1393-04-23-04-44-49شهیدستان- ضیافت افطاری و نشست صمیمی استاندار کرمان با حضور جمعی از والدین شهدای ‏گرانقدر استان کرمان در محل استانداری برگزار شد.‏ به گزارش...
1393-04-10-13-58-54  شهیدستان- بیش از ۱۴ هزار و ۷۰۰ نفر از رزمندگان اسلام در ایام ماه مبارک رمضان به فیض شهادت رسیده اند که شهادت حدود ۴ هزار نفر از آنان در عملیات رمضان در...
1393-04-08-02-18-00  شهیدستان- جمعی ار مسئولان شهر کرمان با همسر شهید مهدی نصیری لاری دیدار کردند. به گزارش شهیدستان،بمناسبت گرامیداشت 7 تیر و شهادت شهید مهدی نصیری لاری...
1393-04-10-13-50-20  شهیدستان- یادواره شهدای محله ناصرآباد شهرستان کهنوج با حضور مردم شهید پرور این شهرستان برگزار ‏شد.‏ به گزارش شهیدستان، یادواره شهدای محله شهرستان...
1393-04-07-01-58-33  شهیدستان- مدیر کل حفظ آثار و نشر ارزش های دفاع مقدس استان کرمان تمرین عبودیت به سبک شهدا را رسیدگی به اعمال خود و داشتن دفترچه محاسبات دانست و گفت: ...
1393-04-10-13-46-32  شهیدستان-  دو تیم پزشکی شامل 11 نفر پزشک متخصص برای بررسی مشکلات درمانی جانبازان ‏ضایعه نخاعی و اعصاب و روان در محل درمانگاه عمومی مرکز توانبخشی بنیاد...
-7-شهیدستان- شهید نصیری لاری از شهدای هفتم تیر است همان شهدایی که نامشان با دادگری و دادستانی گره خورده است و شهید مهدی نصیری لاری شهیدی از خطه کریمان و از...
1393-04-10-13-39-29  شهیدستان- مسابقه ویلچررانی به مناسبت شهادت دکتر چمران با شرکت 12 نفر از جانبازان قطع نخاع ‏همراه با خانواده این عزیزان در محل کانون پرورش فکری کودکان و...
1393-04-04-00-14-49شهیدستان- دعای روح بخش کمیل در مورخه پنجشنبه 93/4/5 با مداحی حاج رضا طاهری برگزار می شود. به گزارش شهیدستان، همزمان با شهادت دکتر بهشتی و 72 یار باوفای...
-q-q-  شهیدستان-  هم‌زمان با برگزاری دوازدهمین جشنواره جوان سوره در کرمان، از کتاب «جراحی در خاکریز» گزیده خاطرات کرامت یوسفی فوق‌تخصص جراحی ترمیمی، به‌قلم...
-26-  شهیدستان-سیزدهمین یادواره 26 شهید و پنج شهید گمنام شهر محی‌آباد با حضور آیت الله سید احمد خاتمی برگزار شد.   به گزارش شهیدستان ، نماینده مردم کرمان...
-print-شهیدستان- مدیرکل بنیاد شهید و امور ایثارگران کرمان گفت: ۱۰۰ هزار جانباز شیمیایی در کشور وجود دارد که ۱۰ درصد آن‌ها از استان کرمان هستند. به گزارش...
-70-  شهیدستان- به مناسبت گرامیداشت  روز جانباز جمعی از مسئولان شهرستان کرمان با جانبازان 70 درصد دیدار کردند.   به گزارش شهیدستان، نماینده ولی فقیه و...
  • حدیث شهادت

  • در پرتو رهبری

  • در مکتب روح الله

  • دلنوشته ها

  • شعر

  • خاطرات

یاران مردانه رفتند؛ اما هنوز تکبیر وفاداری‌شان از مناره‌های غیرت این دیار به گوش می‌رسد. یاران عاشقانه رفتند؛ اما هنوز لاله‌های سرخ دشت‌های این خاک به یمن آنان به پا ایستاده‌اند.

یاران غریبانه رفتند؛ اما هنوز بوی عطر جانمازشان شعر سپید یاس را می‌سراید. یاران رفتند و هنوز نام و یادشان زینت‌بخش کوچه‌های شهر است.

... و، من و تو،!

در این ساحل باشکوه و امن آنان ایستاده‌ایم و در این حضور عطرآگین و آسمانی‌شان در آرامشیم و از سرخی آنان دشت‌های‌مان سرخ و لاله‌گون است.

آنان مردان همیشه جاویدان این دیار دلیرانند. آنان آینه‌های تمام‌نمای راه عزت و شرف من و تواند. ... نگاه کن! نور از پیشانی‌های به خاک افتاده آنان می‌طرواد. برخیز! دست در دست هم دهیم و در امتداد مهر بمانیم!

خانواده شهيد در اجتماع يك واژه افتخاز انگيز است.

***

خانواده هاي شهدا به ملت ايران آبرو و حيثيت دادند.

***

امروز شما خانواده شهدا با دل سرشار از ايمان و خوشنودي از شهادت فرزندانتان ثابت كرده ايد كه درجامعه ما شهادت، خسارت نيست …

***

شما جوانان عزيز شاهد و فرزندان شهدا يك امتيازي به همه داريد و آن امتياز اين است كه يك پيوند خونين با اسلام، با قرآن، با انقلاب بين شما بوجود آمده است

سعادت را آنها تحصیل کردند که شتافتند

با اختیار خودشان و با جهاد خودشان و با رزمندگی خودشان در مقابل کفر ایستادند و جان خود را تسلیم خدا کردند و برگشتند به خدای تبارک و تعالی با سعادت و آبرو
ما همه خواهیم مرد لکن آنها سعادت را برای خودشان  و شرافت را برای وطنشان تحصیل کردند که در مقابل لشکرهای کفر برای دفاع از اسلام و برای دفاع از کشور اسلامی ایستادند و فداکاری کردند و به سوی خدا شتافتند
انسان که باید این راه را برود و مردنی است...

چه بهتر که آن سعادت را تحصیل کند و امانت را به صاحب امانت بسپارد.

موت اختیاری(شهادت رسیدن به خدا در لباس شهید و با ایده شهدا در بستر مردن است)چیزی نیست

لکن در راه خدا رفتن شهادت است و سرافرازی و تحصیل شرافت برای انسا و برای انسانها

آنچه از دنیا است، فانی است و آنچه برای خدا تقدیم می شود باقی و ابدی

.است و این شهدا زنده هستند و در پیش خدا تبارک و تعالی عند ربهم یرزقون

آنها الان در درگاه خدای تبارک و تعالی روزیهای معنوی و روزیهای همیشگی را به آن نائل شدند و آنچه که از خدا بود تقدیم کردند و آنچه داشتند و آن جان خودشان بود را تسلیم کردند و خدای تبارک و تعالی آنها را پذیرفته است و می پذیرد.

ماها عقب ماندیم ،ما باید تاسف بخوریم که نتوانسته ایم این راه را برویم.

آنها پیشقدم بودند و رفتند و به سعادت خود رسیدند.

پدر آسمانی من ، روزت مبارک!
دعوتنامه

"بسم رب الشهداء و الصدیقین"

نگو که از تو سراغی... نگو نمی گیرم!               

نبض دلتنگی ام این روزها بیشتر و  محکم تر می کوبد.

می خواهم صدایت کنم،نه فقط یک بار

آنقدر زیاد که مجبور شوی صدایم را بی جواب نگذاری.....
پدر آسمانی ام روزت مبارک!

بیا بازگردیم
کسی باز آواز دادم، بیا بازگردیم
مرا دل همین جاست،گفتم: کجا بازگردیم؟
تو این جا غریبی برادر، بیا بار دیگر
به یارانِ صافی دلِ آشنا بازگردیم
به فانوس شب راهه های جلیل تفاهم
سلامی و لبخنده ی بی ریا، بیا بازگردیم
به سرسبزی چشم های نجیب سحرنوش
به آبادی دست های دعا بازگردیم
بیا با کمیل علی، دامنی اشک ریزیم
به ندبه، به حال خوش بچّه ها بازگردیم
بیا در شط خاطر نخل ها، تن بشوئیم
به زخم آشنایان بی ادعا بازگردیم
سید ابوالقاسم حسین خانی

براي اولين با رهمراه بچه هاي اطلاعات رفتم شناسايي. موقع برگشت وقتي به خط خودي نزديك شديم. ديدم همه ي بچه ها افتادند روي زمين، سجده كردند و بعد دو ركعت نماز خواندند. محمد حسين كه متوجه شد تعجب كرده ام گفت: بچه ها سجده شكر به جاي مي آورند... اين كار هر شب اوناست هواپيماهاي عراقي مقر اطلاعات عمليات را بمباران كردند وچند نفر از بچه هاي اطلاعات زخمي شدند. محمد حسين مي خواست همراه زخمي ها برود و كمكشان كند. رو كردم بهش و گفتم: حسين تو به منطقه آشنا تري، همين جا بمان و عقب نرو. گفت: قرار نيست ما تكليفمان را فقط يك جا انجام دهيم. تكليف براي من نه زمان مي شناسد ونه مكان و الان از همه چيز واجب تر انتقال اين بچه ها به عقب است.

براي درمان عوارض شيميايي رفت به آلمان. آنجا يكي از دوستان دوران تحقيق را ديد. رو كرد به حسين و گفت: تو به اندازه ي كافي جنگيده اي و تكليف را انجام داده اي. همين بمان و... حسين در جوابش گفت:«اينجا براي شما خوب است و دشت هاي داغ جبهه هاي جنوب براي من، حسين، پسر غلامحسين آفريده شده براي جنگ و تا جنگ هست. و من زنده ام، توي جبهه ها مي مانم.
اوركت را انداخته بودم روي شانه ام. مي خواستم به ملاقات يكي از روحانيون بروم كه دست هايم را دراز كردم توي آستين هاي اوركت و آن را منظم كردم. محمد حسين كه داشت كنارم راه مي رفت و حركات من را مي ديد، گفت: برگرديم. اين كارت خالصانه نيست»
«وقتي نماز مي خواندي اوركت روي شانه ات بود اما حالا كه مي خواهي بروي ملاقات، آن را درست مي پوشي و مرتب مي كني.»
سه روز با هم هم سفر بوديم. در تمام اين مدت هر جا كه براي نماز توقف كرديم، محمد حسين  مي ايستاد كنار مهرهاي نماز و يكي يكي مهره ها را بر مي داشت و با دقت نگاه مي كرد. مي خواستم بفهم براي چه اين كار را انجام مي دهد، تا اينكه يك بار ايستاد به نماز، مهرش را برداشتم. سبز رنگ بود و بوي عجيبي داشت. تربت كربلا بود.
هر چه اصرار مي كرديم به عضويت سپاه در نمي آمد و پاسدار رسمي نمي شد. مي گفت:«اگر من شهيد شوم و روي سنگ قبرم بنويسند «پاسدار» روز قيامت جلويتان را مي گيرم. من بسيجي ام.»
نمي دانستم توي كدام اتاق است. توي بيمارستان دنبالش مي گشتم. از جلوي اتاقش كه رد شدم صدا زد:« مادر... اينجا هستم، بيا اينجا» رفتم توي اتاق، ديدم خوابيده و روي چشم اش را بسته است. اصرار كردم بگويد از كجا و چه طور فهميده من آمده ام. گفت: «كار خاصي نمي كنم. فقط وقتي مي خوابم سعي مي كنم مثل آدم بخوابم.»
بعد از شهادت محمد حسين، خواب ديدم يك نفر دارد روضه مي خواند. حسين را ديدم، بغلش كردم و زدم زير گريه. سرم را روي شانه اش گذاشتم و گفتم« حسين آقا رفتي و ما را تنها گذاشتي؟»
سرم را روي شانه اش بلند كرد و گفت:«نگران نباش من با شما هستم. من با شما هستم.»
سردار شهيد محمد حسين يوسف الهي جانشين اطلاعات 41 ثارالله