Arrow
Arrow
Slider
کد پرونده: 1759109
مشخصات شهید
نام شهید

علي نادعلي پور

علي
نام پدر

صفر

تاریخ تولد

1345 شهیدانی که در این سال متولد شده اند

تاریخ شهادت

شهیدانی که در این تاریخ شهید شده اند

محل دفن شهید

قطعه ردیف قبر
رسته

Directory

زندگی نامه

زندگینامه شهید علی نادعلی پور


ایشان در تاریخ 1345/1/3 در روستای ارجمندیه بدنیا آمدند دوران دبستان خود را تا پنجم ابتدایی در دبستان روستای ارجمندیه گذراندند. ایشان به علت اینکه مدرسه راهنمایی در روستایشان نبود نتوانستند ادامه تحصیل بدهند ایشان از نظر ایمان و اخلاق بسیار خوب بودند کوچکترین بی احترامی نسبت به خانواده ی خود نمی کردند ایشان زمان بیکاری خود دوش به دوش پدرشان در کارهای کشاورزی کار می کردند و همیشه کمک دست پدرشان بودند تا اینکه در سن 15 سالگی تصمیم گرفتند به جبهه بروند و ایشان به علت اینکه خیلی به انقلاب و جنگ علاقه داشتند به جبهه رفتند و به درجه رفیع شهادت رسیدند و مفقود الجسد شدند. 1385/9/29 .

خاطرات

خاطره از شهید علی ناد علی پور


از زبان مادر شهید


یک روز شهید آمد پیش من گفت مادر من می خواهم بروم جبهه من گفتم تو هنوز بچه هستی من اجازه نمی دهم که تو به جنگ بروی گفت مادر من باید بروم که راه کربلا را باز کنم که تو بروی به کربلا گفتم تو مگر تنهایی می توانی راه کربلا را آزاد کنی گفتم تو نباید بروی به جنگ بعد ایشان شروع به التماس کردن من کردن گریه و زاری می کردند که من می خواهم بروم به جبهه بار اول و دوم که من اجازه ندادم دوباره شروع کرد به التماس کردن دست و پای منو بوسیدن من گفتم باشد اجازه می دهم که بروی اما زود باید بیایی بعد که اجازه دادم گفت مادر من شهید می شوم دیگه منو نمی بینی انتظار آمدن منو نکش شاید هم جسدم را نبینی و مفقود الجسد بشوم گفتم این حرف رو نزن ما باید دامادی تو را ببینیم اگر هم شهید شدی روز تشییع جنازه تو روز دامادی تو است من برات عکس می گیرم فیلمبرداری می کنم و همون حرفی که شهید زده بود همون حرف شد و ایشان مفقود الجسد شدند.

دست نوشته ها

بسم الله الرحمن الرحیم

یادداشتی زجهان هست مرا    ***    شمع من امشب زیارت می کند پروانه را


بنام الله یاری دهنده روح الله بنام الله پاسدار حرمت خون شهیدان بنام الله نگهدار روح الله


دادم ترا دست خدا زینب ای زینب



پس بنگر بر این رخ گلگون     ***     چون شود فردا شوق اندرخون

دیگر نمی بینی مرا زینب ای زینب    ***    خونم بریزند اشقیا زینب ای زینب

چون ؟ بر این جهادم من    ***   سر بفرمان حق نهادم من

این سرزمین نینوا است زینب ای زینب     ***     باید نهایم جان فدا زینب ای زینب

می شوم کشته با همه یاران    ***     جسمها پرخون بیکفن عریان


از مانماند کس بجا زینب ای زینب    ***    جز عابدین در خیمه ها زینب ای زینب


از دم تیغ و نیزه و خنجر   ***    قاسم و عباس اکبر و اصغر


سازند جان خود فدا زینب ای زینب     ***     لب تشنه در دست بلا زینب ای زینب


شیر زن خواهر عصمت صغری    ***    خورده ای شیر از سینه زهرا


ای مهربان ای با وفا زینب ای زینب    ***     مرا مرا یاری نما زینب ای زینب


یک وصیت ای مهربان دارم    ***     کشته چون گشتم  خواهر زارم


ازخیمه گه بیرون میا زینب ای زینب   ***      کن صبر و طاقت در بلا زینب ای زینب


روز عاشورا محشر کبری است    ***    هر طرف بانگ آه و واویلاست


آتش فتد بر خیمه ها زینب ای زینب     ***     غارت شود اموال ما زینب ای زینب


شمر دون رأسم از قضا برد     ***     ساربان دستم از جفا برد


پا مال سم اسبها زینب ای زینب     ***   سازند جسمم از جفا زینب ای زینب


شد معلم در ناله و فغان     ***     اشک او جاری باشد از چشمان


یادآوری چون کربلا زینب ای زینب    ***     برسر زند زین ماجرا زینب ای زینب

وصیت نامه

علی نادعلی پور - وصیتنامه

بسم الله الرحمن الرحیم


بنام خداوند بخشنده ی مهربان


بنام الله یاری دهنده روح الله


مپندارید آنانکه در راه خدا کشته می شوند، مرده اند بلکه زنده اند و نزد پروردگارشان روزی می خورند.
با درود و سلام بر حضرت مهدی (عج) دوازدهمین اختر فروزان امامت و سلام بر رهبر کبیر اسلام ، امام امت خمینی بت شکن و درود به روان پاک شهدای انقلاب که به ندای خمینی لبیک گفتند و در جبهه های نبرد حق علیه باطل جان شیرین خود را عاشقانه فدا کردند.


درود خداوند بر این شیران روز و زاهدان شب که شب و روز تلاش می کنند درود خداوند بر روحانیونی که حوزه های علمیه را رها کردند و به این مملکت خدمت می کنند.درود خداوند به انهایی که در راه انبیاء و اولیاء خدمت می کنند.درود بی پایان خداوند بر حضرت مهدی و نائب برحقش امام امت خمینی بت شکن.
وصیتی به خانواده عزیزم دارم:‌اول اینکه سلام عرض می کنم، و بعد اینکه اگر من شهید شدم مرا در کنار قبر پدرم به خاک بسپارید و مسئله بعد اگر که من شهید شدم چونکه  شما خانواده همیشه در صحنه به گردن من حق دارید امید است که مرا در لحظات آخر ببخشید،‌خداوند انشاءالله بشما صبر عنایت کند.من دیگر از راه دور با شما همشهریان عزیز خداحافظی می کنم. خدانگهدارتان باد. سخنم را با یکی دو تا از سخنان پیر جماران، این قلب ملت مظلوم بپایان می برم.


به شهادت تاریخ:‌هیچ قدرتی نمی تواند آتش قلب ملت مظلومی که برای رسیدن به آزادی و استقلال قیام کرده فرونشاند. (سخنان امام امت)


شما که برای اسلام بپا خواسته اید و جان و مال نثار می کنید در صف شهدای کربلا هستید، چرا که شما پیرو قرآنید. (سخنان پیر جماران خمینی)


کرب بلا می روم مادر خداحافظ


دیدار قیامت


تاریخ نامه وصیت؟ 61/10/30


تاریخ:‌شهادت؟....


محل شهادت؟ ....


شهدا شمع محفل بشریتند


تاریخ 61/10/30


نادعلی پور


زن مربی اسلام است (امام خمینی)


امام را دعا کنید. در سر نمازهایتان در موقع راه رفتن در موقع تلاش کردن.

1362">
سفارش پروژه برنامه نویسی