Arrow
Arrow
Slider
کد پرونده: 1361600
مشخصات شهید
نام شهید

عبدالله رئيسي

عبدالله
نام پدر

حسين

تاریخ تولد

1343 شهیدانی که در این سال متولد شده اند

تاریخ شهادت

شهیدانی که در این تاریخ شهید شده اند

محل دفن شهید

قطعه ردیف قبر
رسته

Directory

زندگی نامه

يكم ‌شهريور 1343، در روستاي استبرق از توابع شهرستان شهربابك زاده شد. پدرش حسين، كشاورز بود و مادرش ليلي نام داشت. تا پايان مقطع  متوسطه درس خواند و ديپلم برق گرفت. پاسدار بود، يكم ارديبهشت 1366، در سردشت توسط نيروهاي عراقي بر اثر اصابت تركش خمپاره به‌ شهادت ‌رسيد. مزار وي در زادگاهش واقع است.

وی در خانواده‌اي مستضعف و مسلمان چشم به جهان گشود و در سال 1350 راهي مدرسه شد. او سومين فرزند خانواده بود كه از هر لحاظ بهترين آنها به حساب مي‌آمد در زمان پيروزي انقلاب شكوهمند اسلامي براي پيروزي فعالانه شركت مي‌كرد تا اينكه در سال 62 موفق به اخذ ديپلم شد و بيدرنگ وارد سپاه پاسداران شد و دوران آموزش را در پادگان امام حسين تهران طي كرد و پس از آموزش در بهداري مشغول كار گرديد و چندين بار در شهرهاي شهر اصفهان - شيراز به آموزش رفت و از نظر ايدئولوژي عبدالله از همان كودكي علاقه زيادي به انجام واجبات و ترك محرمات داشت نماز را هميشه در اول وقت با علاقه زيادي بجا مي‌آورد و هيچ وقت از دعا و قرآن و مطالعه ديگر كتب غافل نبود و در سال 65 در رشته پزشكي دانشگاه گرگان قبول شد وي در عمليات بدر شركت داشت و كمي گازهاي شيميائي بر او اثر كرد و در عملياتهاي كربلاي يك - و كربلاي 5 و كربلاي 10 در قسمت امدادگري فعالانه شركت داشت كه سرانجام در عمليات كربلاي 10 در تاريخ 66/2/1 در منطقه عمومي ماهوت به درجه رفيع شهادت نائل گرديد . شهيد عبدالله رئيسي در سال 1343 در روستاي استبرق از توابع شهرستان شهر بابك در خانواده‌اي مستضعف و مسلمان چشم به جهان گشود و در سال 1350 راهي مدرسه شد وي سومين فرزند خانواده بود كه از هر لحاظ بهترين آنها به حساب مي‌آمد در زمان پيروزي انقلاب شكوهمند اسلامي براي پيروزي فعالانه شركت مي‌كرد تا اينكه در سال 62 موفق به اخذ ديپلم شد و بيدرنگ وارد سپاه پاسداران شد و دوران آموزش را در پادگان امام حسين تهران طي كرد و پس از آموزش در بهداري مشغول كار گرديد و چندين بار در شهرهاي شهر اصفهان - شيراز به آموزش رفت و از نظر ايدئولوژي عبدالله از همان كودكي علاقه زيادي به انجام واجبات و ترك محرمات داشت نماز را هميشه در اول وقت با علاقه زيادي بجا مي‌آورد و هيچ وقت از دعا و قرآن و مطالعه ديگر كتب غافل نبود و در سال 65 در رشته پزشكي دانشگاه گرگان قبول شد وي در عمليات بدر شركت داشت و كمي گازهاي شيميائي بر او اثر كرد و در عملياتهاي كربلاي يك - و كربلاي 5 و كربلاي 10 در قسمت امدادگري فعالانه شركت داشت كه سرانجام در عمليات كربلاي 10 در تاريخ 66/2/1 در منطقه عمومي ماهوت به درجه رفيع شهادت نائل گرديد . شهيد عبدالله رئيسي در سال 1343 در روستاي استبرق از توابع شهرستان شهر بابك در خانواده‌اي مستضعف و مسلمان چشم به جهان گشود و در سال 1350 راهي مدرسه شد وي سومين فرزند خانواده بود كه از هر لحاظ بهترين آنها به حساب مي‌آمد در زمان پيروزي انقلاب شكوهمند اسلامي براي پيروزي فعالانه شركت مي‌كرد تا اينكه در سال 62 موفق به اخذ ديپلم شد و بيدرنگ وارد سپاه پاسداران شد و دوران آموزش را در پادگان امام حسين تهران طي كرد و پس از آموزش در بهداري مشغول كار گرديد و چندين بار در شهرهاي شهر اصفهان - شيراز به آموزش رفت و از نظر ايدئولوژي عبدالله از همان كودكي علاقه زيادي به انجام واجبات و ترك محرمات داشت نماز را هميشه در اول وقت با علاقه زيادي بجا مي‌آورد و هيچ وقت از دعا و قرآن و مطالعه ديگر كتب غافل نبود و در سال 65 در رشته پزشكي دانشگاه گرگان قبول شد وي در عمليات بدر شركت داشت و كمي گازهاي شيميائي بر او اثر كرد و در عملياتهاي كربلاي يك - و كربلاي 5 و كربلاي 10 در قسمت امدادگري فعالانه شركت داشت كه سرانجام در عمليات كربلاي 10 در تاريخ 66/2/1 در منطقه عمومي ماهوت به درجه رفيع شهادت نائل گرديد .

خاطرات

برادر شهید در وصف برادر عزیزش اینگونه می گوید که : برادرم از همان اوایل عمر بابرکت خود نشان داد که انسانی فعال، مفید و آینده نگر می باشد. او به مطالعه بخصوص در بخش پزشکی علاقه ویژه ای داشت ضمن اینکه به کتابهای مذهبی و علمی و دینی نیز علاقمند و مطالعه می کرد تا اینکه نهایتا در رشته پزشکی در گلستان قبول و وارد دانشگاه شد ولی بعلت احساس وظیفه و داشتن غیرت والای دینی و عرق وطن دوستی قبل از شروع رسمی کلاس دانشگاه به جبهه رفت و دیگر نتوانست در این رشته به ادامه تحصیل بپردازد. برادرم عاشق جبهه و جنگ و شهادت بود و می گفت به هر طریق ممکن بایستی این جنگ به پیروزی ختم شود و هیچ راهی جز پیروزی وجود ندارد و نبایستی رزمندگان اسلام را در جبهه ها تنها گذاشت و بایستی به هر نحو ممکن از آنها حمایت مادی و معنوی به عمل بیاوریم و همواره پشتیبان آنها باشیم. برادر شهید به نقل از همرزمان شهید نقل می کرد که : یکی از دوستان شهید می گفت در زمان انجام عملیات کربلای 5 در سه راهه مشهور به سه راه مرگ که می بایستی به پست نگهبانی رزمندگان بپردازند وقتی که نوبت عبدالله می شده به قدری در این محل می ایستاده که به اندازه پست نفر بعدی هم بیشتر می ایستاده و این امر نشان از وجود ایثار، جانبازی و از خود گذشتگی بسیار بالای این شهید عزیز دارد و نیز نشان دهنده علاقه وافر ایشان به خدمت در جبهه ها در دفاع از آب و خاک و وطن عزیزمان می باشد. برادر شهید به نقل از شهید می گفت: شهید هدف خود را از حضور در جبهه دفاع از اسلام (در درجه اول) می دانستند و در درجات بعد دفاع از وطن. چون اگر اسلام و دین ما آسیب ببیند و از بین بروند دیگر حیات ما و کشور ما فاقد ارزش است. برادر شهید به نقل از همرزم شهید گفت: روزی در جبهه که ایشان مسئولیت فرمانده گروهانی را بر عهده داشتند نیروها را جمع کردند و از تک تک آنها راجع به مسائل و مشکلاتشان سوال می کردند و می گفتند هر کسی هر مشکلی را دارد بگوید وقتی که برادران مشکلات خود را می گفتند او در کمال خونسردی به آنها گفت ما اینجا آمده ایم که مشکلات و سختی ها را حل و با آنها مبارزه کنیم.

دست نوشته ها

وصیت نامه

1366">
سفارش پروژه برنامه نویسی