Arrow
Arrow
Slider
کد پرونده: 1303381
مشخصات شهید
نام شهید

جلال دهقان

جلال
نام پدر

نوروز

تاریخ تولد

1345 شهیدانی که در این سال متولد شده اند

تاریخ شهادت

شهیدانی که در این تاریخ شهید شده اند

محل دفن شهید

قطعه ردیف قبر
رسته

Directory

زندگی نامه

دوم شهريور 1345، در روستاي كهوروئيه از توابع شهرستان جيرفت به دنيا آمد. پدرش نوروز و مادرش آسيه نام داشت. تا پايان مقطع ‌راهنمايي ‌درس خواند، به عنوان سرباز ارتش به جبهه اعزام شد. بيست و چهارم دي 1365، در سومار بر اثر اصابت تركش به سر، شهيد شد. مزار وي در گلزار شهداي زادگاهش واقع است.

ای شهید، ای نیکوترین مهربانی، ای بلندترین کلمه، همیشه در قلبهای جاوید خواهی ماند و سرلوحه عشاق الهی قرار خواهی گرفت، تو آن بهار همیشه ای که پاییز و زمستان را، به حریم تو راهی نیست. تو آن سرود پر طراوتی که گنجشکان روز و شب زمزمه می کنند. تو خود بهاری تو فصل زیبایی و شکفتن هستی. ای شهید.

وی در خانواده ای مذهبی بدنیا آمد. پدرش کشاورز بود و از بان تا شام برای امرار معاش خانواده نهایت سعی و تلاش خود را می کرد تا مبادا لقمه حرامی از گلوی جگر گوشه هایش پایین نرود. او خود را مسئول آینده آنها می دانست. مادرش زحمت کش ترین مادر دنیاست. مخصوصاض از وقتیکه شوهرش را از دست داد. یعنی شهید جلال دهقان در سن چهار سالگی از نعمت داشتن پدر بی بهره شد و مادر کمر همت بست و بچه ها را تربیت کرد. آنهم تربیتی که مورد پسند خدا بود. زیرا خودش از بین آنها انتخاب کرد. او بهترین را انتخاب کرد. زیرا خود خداوند می فرماید: اگر کسی عاشق من بشود من نیز عاشقش می شوم. هر کس که من عاشقش شوم او را می کشم و هر کسی را که من بکشم خودم خونبهایش می شوم. و چه خونبهایی با ارزش تر و والاتر از خداوند؟!

شهید دوران ابتدایی را در زادگاه خود گذراند و برای تحصیل در مقطع راهنمایی به شهر جیرفت رفت. درست سال دوم راهنمایی بود که انقلاب شکوهمند اسلامی به رهبری امام خمینی (ره) به پیروزی رسید. وی مرتب همراه با برادر بزرگش در راهپیمایی ها و سخنرانیهایی که بر علیه رژیم ترتیب داده می شد، شرکت می کرد. او خیلی زحمتکش بود. زیرا در گرما گرم تابستان که اکثر دانش آموزان هم سن و سال او به استراحت و تفریح می پردازند. به مادر پیرش در کشاورزی و باغبانی کمک می کرد به اندازه ای که خودش به تنهایی به تمام کارهای بیرون خانه رسیدگی می کرد. و یک مرد تمام عیار و بازوی قوی برای خانواده به حساب می آمد. شجاعت و رشادتش چشمگیر بود و این را تمام اهل محل تأیید می کنند.

از بارزترین خصوصیات اخلاقی وی تواضع بیش از حدش بود. او فردی مظلوم، سر به زیر، متواضع و بسیار مهربان بود. همینکه جنگ تحمیلی شروع شد، بارها و بارها در بسیج ثبت نام می کرد تا به جبهه برود. اما اطرافیان مانع از رفتن او می شوند زیرا حضورش در پشت جبهه مفیدتر بود. در سال 1362 در سازمان آموزش فنی و حرفه ای کرمان به مدت سه ماه آموزش دید و گواهینامه مهارت حرفه ای در رشته برق اتومبیل را دریافت کرد.

در سال 1364 به خدمت مقدس سربازی اعزام شد، و مدت سه ماه آموزش را در لشکر 88 زرهی زاهدان سپری کرد و بعد بطور داوطلبانه به جبهه اعزام شد. با وجودی که فرمانده اش مانع از عزیمت او می شد ولی عشق به مولایش حسین (ع) او را فرا می خواند. به همین خاطر با مین خودو طیب خاطر به جبهه ها اعزام شد تا اینکه در تاریخ 65/10/24 در عملیات کربلای 6 در منطقه سومار به سوی معبود خویش شتافت و دعوت حق را لبیک گفت و چراغی شد فرا راه آنان که خواهان آزادی و عدالت می باشند.

روحش شاد و یادش گرامی باد.

عشق یعنی استخوان و یک پلاک

سالها تنهای تنها زیر خاک

خاطرات

دست نوشته ها

وصیت نامه

بسم الله الرحمن الرحیم

گمان نکنید آنان که در راه خدا کشته شدند، مرده اند. بلکه زنده اند و نزد پروردگارشان روزی می خورند.

انیجانب جلال دهقان فرزند نوروز به شما جوانان اعلام می کنم که از روی رضا و رغبت و داوطلبانه عازم جبهه های نبرد حق علیه باطل شده ام و در راهی که گام نماده ام، لختی درنگ نخواهم کرد تا اینکه یا شهید شوم و یا پیروز برگردم که در هر دو حال پیروزم.

مادرجان. وظیفه پدری و مادری خود را ادا کردید و مرا مدیون زحمات شبانه روزی خود قرار دادید. اگر نتوانستم فرزند لایق و شایسته ای برای تو باشم و اگر نتوانستم محبت ها و زحمات پدرانه و مادرانه ات را جبران کنم، اگر نتوانستم هنگام پیری عصای دست تو باشم. بر من خرده مگیر و پس از مرگم (شهادتم) هیچ ناراحت نباش و در مرگ من زیاد گریه و زاری مکن، هر وقت یاد من افتادی، یاد زینت (ع) باش مبادا گریه و زاری اجر خود را کم کن.

از برادرانم حسین و حسن تنها خواهشی که دارم این است که بعد از شهادت من جای خالی مرا پر کنند به طوری که مادرم احساس نکند که مرا از دست داده و راه مرا ادامه دهند و از کوچکترین خواهرم (انسیه) خیلی مواظبت کنید چون او حتی پدر را هم ندیده خواهرانم فاطمه و عالم و انسیه در مرگ من صبور و شکیبا باشید گر چه خداوند به شما صبری عظیم عطا می کند ولی پس از مرگم مانند زینب(س) صبور و شکیبا باشید و سعی کنید به جای گریه و زاری با هدایت و ارشاد خود روحم را شاد کنید.

خدا نگهدار همه شما عزیزان باشد.

1365">
سفارش پروژه برنامه نویسی