Arrow
Arrow
Slider
کد پرونده: 1378974
مشخصات شهید
نام شهید

رمضان زین الدینی

رمضان
نام پدر

حسن

تاریخ تولد

1345 شهیدانی که در این سال متولد شده اند

تاریخ شهادت

شهیدانی که در این تاریخ شهید شده اند

محل دفن شهید

شهزبابک

قطعه ردیف قبر
رسته

Directory

زندگی نامه

پانزدهم ‌دي 1345،‌ در شهرستان شهربابك چشم به جهان گشود. پدرش‌ حسن، كارگر بود و مادرش سلما نام داشت. دانش‌آموز سال چهارم متوسطه بود، به‌عنوان بسيجي در جبهه حضور يافت. دهم‌‌ تير 1365، در مهران بر اثر اصابت تركش به سر و دست، شهيد شد. مزار وي در گلزار شهداي زادگاهش واقع است.

خاطرات

دست نوشته ها

وصیت نامه

بسم رب الشهدا و الصدیقین
با سلام و درود فراوان بر ائمه معصومین و با سلام و درود بر مهدی موعود و نایب برحقش امام امت و خمینی بت شکن این کوه استوار و مقاوم و با سلام فراوان به رزمندگان کفرستیز اسلام و با سلام و درود فراوان به پدر و مادر گرامیم و با سلام به خانواده تمامی شهدا این وصیت نامه خود را آغاز می کنم.
آری خداوند انسان را خلق و مدتی او را در دنیای اول زنده نگه می دارد تا او را مورد امتحان خود قرار دهد و دوباره او را به دنیای دیگر می سپارد که دنیای همیشگی اوست اگر عمل خوبی انجام دهید از میوه هایی که خود قرآن ذکر کرده است نصیب ما هم بکند اگر در دنیای اولی کار بدی انجام دهیم خداوند ما را مورد سوال قرار می دهد. اگر کار بدی انجام [داده] باشیم خداوند ما را در آن آتشی که گفته است می اندازد و من این بنده حقیر و ناتوان و گنهکار و تهیدست از خدا می خواهم مرا که خلق کرده است مرا در درگاه خودش راه بدهد و شهادت که چون میوه ای شیرین است مرا نصیب گرداند و در ردیف بندگان خالص خودش قرار بدهد و من از خدا می خواهم کسانی باشم که طبق این آیه است وَلَا تَحْسَبَنَّ الَّذِينَ قُتِلُوا فِي سَبِيلِ اللَّهِ أَمْوَاتًا بَلْ أَحْيَاءٌ عِندَ رَبِّهِمْ يُرْزَقُونَ مپندارید کسانی که در راه خدا کشته می شوند مرده اند بلکه زنده اند و نزد پروردگارشان روزی می خورند. آری برادرانی که [...] شوق و ذوق شهادت را می زنند و امکان دارد که تا چند لحظه دیگر شهادتشان نزدیک شود و این وصیت را در کاغذ وصیت نامه خودشان می نویسند که این چنین است و می نویسد که ای مردم در راه خدا و در راه ولایت فقیه گام بر دارند و مبادا که هوی و هوسهای شیطانی در پوستشان رسوخ پیدا کند و باعث شود زحمات شما به هدر رود و شهدایمان در آن دنیا از ما باخواست می کند که چرا به شیطان گوش فرا دادید و پا روی خون شهدا گذاشتید تا آنجا که می توانید رهبر انقلاب  را تنها نگذارید و با هم دست اتحاد بهم دهید و انقلاب و جمهوری اسلامی را پیش ببرید و به ندای آن لبیک بگویید و نباشید مانند مردم کوفه که امام حسین را تنها گذاشتند و همیشه از آن حمایت کنید و همیشه به جان عزیز و مبارک او دعا کنید و هر وقت که به شما می گویند به جبهه بروید دست از کار و زندگی خود بکشید و راه شهیدان را ادامه دهید. تا به آنجا برید که بعد از تمام شدن جنگ بین ایران و عراق که به پیروزی کامل می رسد قدسی که قبله اولیه مسلمین است از دست این خون آشامان آزاد نماید و تمام مسلمین جهان را در زیر سایه پرچم اسلام قرار دهیم و در این وصیت نامه می نویسم آنهایی که محصل هستند به درس خواندن خود ادامه دهند مبادا این سنگرها را رها کند تا دست بی نیازی به سوی کشورها دراز کنند و جمهوری اسلامی را پیش ببرند و چند سخن هم به پدر و مادر گرامیم داردم و بر ایشان می گویم ای مادر گرامیم تو کسی بودی که شبانه روز بیدار خوابی کشیدید و مرا بزرگ کردید تا به اینجا که دانشگاه عشق شهادت است انتخاب گردم و از تو می خواهم که مرا حلال کنید و در موقع شهادتم چنان مقاوم و استوار باشید تا منافقین نتوانند از شما سو استفاده کنند و همواره مانند زینب باشید که همیشه در تمام سختیها مقاوم بودند و ای پدر عزیز و گرامیم تو کسی بودید که در سالهای سال زحمت کشیده اید و در اثر زحمت زیاد دست مبارکت پینه زد و در موقعی که ما می خواهیم به جبهه بیاییم هیچ نمی گفتی و می گفتی این تکلیفی است که امام معلوم کرده است و جلوگیری نمی کردید و من از شما می خواهم که مرا ببخشید و حلالم کنید و در موقع شهادتم به هیچ وجه گریه نکنید اگر خواستید گریه کنید بیاد آن روزی باشید که امام حسین را با چه وضعی شهید کردید و از برادرانم می خواهم که مرا ببخشید و حلالم کنند و اسلحه از دست افتاده مرا بردارید و بسوی جبهه بشتابید و من از دوستان و آشنایان خودم می خواهم که مرا ببخشند اگر برای آنها بدی کردم و در پایان وصیت نامه من از خانواده می خواهم که بدهکاریهای که من دارم بدهید و از انجمن اسلامی [...] 80 تومان و به سید حسین [...] 100 تومان و به اصغر امینی کفش فروش 50 تومان و [...]. والسلام. رمضان زین الدینی. 65/2/28

1365">
سفارش پروژه برنامه نویسی