کد پرونده: 1015052
مشخصات شهید
نام شهید

سیدعباس ابوالمعصومی بزنجانی

سیدعباس
نام پدر

سیداکبر

تاریخ تولد

شهیدانی که در این سال متولد شده اند

تاریخ شهادت

1361-03-01 شهیدانی که در این تاریخ شهید شده اند

محل دفن شهید

قطعه ردیف قبر
رسته

شهیدستان

زندگی نامه

بسم رب الشهداء شهید عباس در بزنجا ن درخا نواده ای فقیر و مسلمان و متعهدودرد کشیده متو لد میشو د پای بندی خا نواده او بویژه پدر ش به اسلا م باعث گرد ید که از همان کو د کی عشق به خدا و خا ندا ن عصمت در جا ن وقلب سیدعباس ریشه بدواند وازنز د یک با درد و فقر مر د م بر خوردداشت وبخوبی ان راحس ولمس می کرد  ورو حیا ت مذ هبی او به تدر یج او ج میگرفت اومردتقوی واستقا مت بود سرتا پای وجودش عشق به خدا و قرآ ن و اسلا م امام و پیروی از خط رهبرش بو د در د نیا به هیچ چیزدلبستگی نداشت و هرگز پا یبند ظواهر زندگی نبود ماد یات برایش بی ارزش بو دتمام تو جهش به معنو یا ت بو د دو ره کو دکیش را در کو چه های خاکی سپری نمود ودرهر شبا نه روزی ساعتی از عمرش درمسجد میگذشت دوره تحصیلات ابتدا یی را درمیان دیوارهای کا هگلی مدر سه روستا یش گذرا ند و ر نج و غم تحصیل را در اتا قهای تنگ و غمناک با سقفی چو ن غربال چشید و درس خوا ندن را بد و ن کمتر ین امکا نات که حاکی ازاند و ه ر و ستا زادگا ن بو د ادامه داد از هما ن کود کی با اخلاق شیرین و تبسمی که همیشه برلب داشت همکلا سی هایش مجذو ب اخلاق او بودند و بدین ترتیب دوستان بسیاری د وراوجمع شد ند سه سال از دوران متو سطه خود را دردبیرستان بزنجان طی نمودوپس از ان و ارد دانشسرای مقدما تی درشهرستان بم شد ودرسال 1356بو د که دیپلم دانش سرا را اخذ پس ازان به مدت یکسال در گو شک سفلی ازتوا بع شهرستان بافت بصو ر ت معلم پیما نی بکارو فعالیت پردا خت پس ازان برای خد مت نظام احضار ودر پاد گا ن مشهد مشغو ل به کار شد واین همزمان با او ج گیری انقلاب محرومان مسلمان ایرا نی به رهبری بت شکن قرن امام خمینی بو د انقلابی که پس از14سال قرن اسلا م رااز انحراف و اسارت نجات بخشیده و ثابت نمود که اسلام است که می توا ند بشر را از قیدبند گی و ظلم وتباهی نجات د هد و این امت مسلما ن هستند که توا نسته اند خون اسلا م رادر قلبها گر م نگهدا شته وقلبها را در راه خدا به طپش درآو رند .در این میان شهید سیدعباس نیزبه سهم خود فعا لا نه به مبارزه پردا خت ودرافشای چهره پلید رژیم پهلوی نقش مهمی به عهده گر فت و دمی نیا سو د .پس پایان دوران آموزش در مشهد به شهر ستان با فت آمده ودریکی از رو ستا های ساردو ئیه مشغو ل بکارو پس از اتمام دوران خد مت در خد مت آموزش و پرورش درآمده ودریکی ازروستا های اطراف گو غربنام آدر نجا ن به تربیت نو نها لان مشغول شد .او با برخورد شیرین خود همه را مجذوب اخلاق خودمی نمود چنا نکه انان که بااو همکار بوده اندبرخورد داشته اند خاطرات شیرین وخوشی ازاودارند .او درخرداد59به د بستان بر کنان بافت انتقال یا فت و این مصا دف با او ج گیری تجا و زصدا میا ن به میهن اسلامی ایرا ن بو د .پس از پا یا ن سال تحصیلی و پس از نجا ت مبارزان ازدست بنی صد ر که سدی در راه پیرو زی بود ودرتفرقه اندازی بین ار گا نهای مختلف در جبهه نقش بسزا یی داشت تا انجا که درکردستان برادران ارتشی را دردرگیری با پاسداران تشو یق نمود اگر چه این دسیسه با هو شیاری طر فین عملی نشد ودست توا نای رهبر به موقع  این مزد و ر آمر یکا رابه زباله دا نی تاریخ فرستاد شهید عزیز وروز پنجشنبه 27شهر یو ر ماه 1360از زندان تن بدر امد وبرای نبرد باصدامیا ن ورهایی اززندا ن تن بدر آمده وبرای نبرد با صدا میان و رها یی خا ک سرزمین اسلا می از چنگال دیو صفتان عازم جبهه شدو هجر تی نو اغاز کرد .درگفتار شیرین خوداومشخص است چنا نکه درزمان حرکت از خا نه این کلمات رادردفترخا طراتش نوشته

خاطرات

دست نوشته ها

بسم رب الشهدا ءامر وزیکشنبه 60/8/3را با فریضه صبح آغاز کر ده  و سر سا عت 5در سنگر تیربار نگهبا نی داد یکی این سه سا عت را به جای برادرجها نگیر نو حی ودوسا عت دیگر نو بت نگهبا نی خود م بو د و عصربه خا کریز آمده وبرای سنگر ها گو نی پر می کر د یم و سنگر می ساختیم درو قت برکشتن با شلیک خمپاره های دشمن موا جه شده  و باشنید ن صدای سو ت خمپاره خود را بر ز مین می اندا ختیم و خمپاره ها ای بالای سر ما رد می شدندودر چند صد متری ما منفجر می شد ند که مو ج آنها ما را می لرزا ند خلاصه خود را به هرزحمتی بو د به سنگر رسا نیده وشب اقای معتمد و آقای نوروززاده به سراغ ما آمد ند از دین آنها خو شحال شد یم و قو ت قلب گرفته وبا هم ان شب درسنگرانها مهمان بو دند شب سا عت ده و نیم بو د که از خواب بیدارکرده و گفتند تجهیزا ت خود را بپوش طبق گفته انهاتجهیزا ت را پوشیده و همراه انها براه افتادیم من با یکی ازدو ستان  وانهاهم سه نفر بو دندگفتیم که کجا می رو یم گفتندامشب بر نامه استرا حت هم هست و ما که تابه حال چنین عملیاتی نکرده بو دیم توضیح خوا ستم انها در جواب گفتند ماامشب از خا کریز  به ان طرف رفته وحدود سیصد متر از شیاری که در همین است جلو رفته وشب را درانجاسپری کنیم وحر کات و گفت وشنود د شمن  را زیر نظربگیریم ودرصورت موا جه شدن با خطری فورا "برمی گر دیم وبرادران را خبر می کنیم واگرانها به ما  کاملا " نزد یک شدند ما انها را به رگباربسته و یک نفر تیراندازی کند و بقیه برادران زیراتش آنها فرارکند وهر کدا م باید این تیراندازی  را ادامه بدهیم تا یا انها را نا بودکرده و یا خلاصه ازد ست آنها  فرار کنیم و نمی توا نیم کو چکتر ین حرفی وکو چکتر ین صدا یی از خود در بیاو ریم .

وصیت نامه

بسمه تعالی (الابذ کر الله تطمئن القلو ب )با یاد خدا د لها آرا مش می گیر د جوا نا ن بیشتر به جبهه بر و ند و این مسئله را حلش کنند (امام  خمینی )این وصیت نامه را در کمال صحت و سلا متی چند ساعت قبل از و رو د به خط مقد م در پاد گا ن د و کو هه و اند یمشک بر ر وی کا غذ می او رم وهد ف وپیا م خود را می نویسم .چه بهتربرای حفظ اسلا م و مسلمین و ولایت فقیه و حکو مت جمهوری اسلا می ایرا ن و حفظ ولایت فقیه به رهبری امام امت  خمینی کبیر در این راه آگا ها نه قدم گذا شته ا م  واین را بهتر ین سعادت همه انسا نهای ر وی جهان می دا نم و به همین علت هم است و امید وار م جهان با و حدت کلمه پر از عدل و دادشود وحقیرحا ضر م بهتر ین خود بینی جا ن نا قا بل خود را هد یه اسلا م و مسلمین کنم .ازشما می خواهم  که درمرگ من به هیچ و جه گر یه نکنید .گریه برای اسلا م کنید  که در میا ن کفر جهانی غو طه و ر است و ای مادر از تو می خوا هم شجا عا نه در تشییع جنا زه ام شر کت جو ئی و فریاد بزنی این فرز ندی که جان خود م را هد یه اسلا م کرد و چو ن خود را برای حفظ و لایت  فقیه  بر ز مین ر یخت و حالا  که روا نه خط مقد م هستم آرز و یم از خدایم  این است که یا به زیارت  قبر جد م حسین بن علی نا ئل شو م یا با شهادت  افتخار آمیز خود به دیدار خدای بزرگ وپابو س حر م حسین بر سم .ان شا ء الله .پدر جا ن  ،مادرجا ن با ید ببخشید که نتوا نستم درپیری عصای دست شما با شم و دستی ازشما بگیر م چه کنم .مادردرزما نی که تمامی حق در مقا بل تما می کفر قرارگر فته است . دیگر جایز نیست که امثال ما جوا نان درخانه بنشینیم و نظا ره گر باشیم .مادرجا ن مازنده به  انیم که آرا م نگیر یم    مو جیم که آسودگی ما عد م ما ست و اما پیا مم برای مر دم :ای ملت شهید پر و رد ست از و لایت فقیه که همان استمرار راه انبیا ء است برندارید که تنها صلاح شما در این می بینم و این راه است شما را به صرا ط مستقیم هدا یت کند .این حسین زما ن خمینی عز یزقدر ش را بدا نید و دستورا ت پیا مبر گو نه ایشا ن را از جان و دل بپذیرید و عمل کنید چو ن تنها او ست که بعدازحضر ت مهدی (عج)میتوا ند ریشه تمام ظلم ها را از ر وی جهان بکند ومستضعفین جهان را حا کم برسرنوشت خود شان بکنند .ای همکاران عزیز معلم پیا مم به شما این است که قبل از هر چیز به تز کیه خود بپردازید که تز کیه برتعلیم مقد م است واین شما قشر فر هنگی هستید که می توا نید ؟؟؟اجتما عی اسلا می این کشو ررا بسا ز ید واین شما هستید که نو با و گان اجتماع را طوری تعلیم د هید که در اینده مدرس ها ،سید جمال ها و خمینی ها و غیره ؟؟؟درجا معه ایجاد کنید .ببین می توا نید افراد پلیدی چو ن رضا خا نها و محمد رضاشا هها و او یسی ها ؟؟؟که و جو دشا ن جزضرر برای اسلا م چیز ی به ارمغان ندا ردو ؟؟؟صحیح شما جامعه  اصلا ح می شو د .اگر می بینیدزندا نهای کشو ر مملو از دزدو قا چا قچی و ضد انقلاب است همه اش جامعه پراز مر بیان فا سداست که انها را به این روز کشا نده است .سخنی با برادر عزیزم علی جا ن از تو می خوا هم که بگذاری خون شهیدا ن پایمال  و هوس افرا د منا فق؟؟؟از تو می خوا هم در راه اعتلای کلمه حق بکو ش ،اسلحه خون آلو ده مرا از زمین بردار و راه حفظ اسلا م را ازهیچ کوششی در یغ مدار .

تصاویر (1)