Arrow
Arrow
Slider
کد پرونده: 1682851
مشخصات شهید
نام شهید

اکبر محمدی سادات

اکبر
نام پدر

حاجی

تاریخ تولد

1340 شهیدانی که در این سال متولد شده اند

تاریخ شهادت

شهیدانی که در این تاریخ شهید شده اند

محل دفن شهید

قطعه ردیف قبر
رسته

Directory

زندگی نامه

نهم‌بهمن1340، در روستاي استبرق از توابع شهرستان شهربابك متولد شد. پدرش حاجي، كشاورز بود و مادرش فاطمه‌نساء نام داشت. تا پايان مقطع متوسطه درس خواند و ديپلم مكانيك گرفت. پاسدار بود، دوم ‌آبان1362، در مريوان بر اثر اصابت تركش خمپاره به شهادت رسيد. مزار وي در گلزار شهداي زادگاهش واقع است.

خاطرات

دست نوشته ها

بسم رب الشهداء
مرحله او ل عملیات و الفجر درشب مذکو ر درساعت 8/5از خا کریزخو د مان اززیرقر آن رد شدیم ونوار سفیدکه از معبر میدا ن مین می گذشت گرفتیم و رفتیم ومامیبا یست با کو چکتر ین  مقدار یدران شب خیزبرویم  چون فاصله ما با د شمن زیاد نبو دچند ین مرحله پیش رفتیم و به یک شیا ر طبیعی رسید یم ؟؟؟خوا بید م  ومدت زیادی ما ند یم تا همه امد ند انجا جمع شد ند فکر کنم سا عت یازده بو د که در جنا ح چپ ما لشکر و لیعصر و ارد می شد و در گیری شدیدشد و  از روی سرما زیاد ر گبارمی زدند و لی فکر نکنم که  ما را می دید ند  و ؟؟؟در گیری  ؟؟؟شد  و دیگرنیروهازیادشده اند به ناچار  ما پشت حر کت کنیم و دراین حالت دشمن ما را می دید و خمپار ه  نبو د وحر کت کر د یم تابه نز د یکمیدا ن مین رسید یم و ازاین مقدار به بعد برادرا ن ما چند تا ییی شهید شدند و زمین  نیزصا ف و مادر گر ما بو دیم وتا اینکه  راه باز شدبه پیچی ر فتم  و در آخر میدا ن میدا ن  حدود 50نفراز برادرا ن شهید و زخمی شده بو دند و روی مین رفتندو دشمن درپشت میدان مین سنگر کمین خیلی محکمی داشت و شروع کرد به تیر اندازی وزد ن آرپیجی و ؟؟؟را د ید م  درجلوی خود م که با آتش ارپی جی  درپشت می سو خت و به خود می پیچید و لیچه کنم بالا و از؟؟؟و سنگر کمین رد شد م و سنگرکمین منهد م شدو ان طرف  ؟؟؟نیز که چند تیربار کارمی کر دند که برادرا ن انهارا با ارپی جی خا موش کر دند و در همین مدت بنده و علی اسدی و ؟؟؟با هم بو دیم فر ما ندهی با هم مشو رت کردیم که با خمپار ه تیر اندازی کنیم خمپاره را کمی انداختم بعداز مد تی یک خمپاره امد ودست و پای من زخمی شد ما ند م وصبح نیز ساعت ششو نیم تیر و یک ترکش  به پهلوی را ستم خور د ..
................
که و اقعا" اتشم داد و بعد از فر ما ندهیدستور عقب نشینی دادند منطقه را د وبار زد ند و tntپر کر ده بو د و دشمن همچنان منورمی ریخت وبه شدت ازدور با ید ؟؟؟تا نک وتو پ می کو بیدو این جاده ای که می بایست برگردیم اتفا قا "  ؟؟؟زیاد دا شت وامکان امد ن ماشین نبو د و ما خود مان  این مقدار راه را خود مان می دیدیم و دشمن این جاده راز یاد میزد و ما چو ن که از خود بیزاربو د یم خیز نمی ر فتم و لی خدا نمی خوا ست و لیا قت بیشتر از این را ندا شتیم تا اینکه به یک خا ک  ر یزی  که در شب بلد و ز ر ها  ی جهاد و ار تش را زده بو دند رسید یم  از انجا امبو لا نسی رسید چند ین مجر وح سوار کرد یم آمبو لانس رسید به بیمار ستان ؟؟؟چو ن فکر نمیکر د یمکه زیادطو ری با شد در نتیجه خود راه میر فتم  و رفتم خوابید م و پا نسمان کر دند و ازآنجا نیز نشستم توی امبو لانس و رفتم به او رژا نس نجف اشر ف و از انجا نیز نشستم توی اتوبو س  و رفتم اند یمشک باز نشستم روی یک تخت د ید م نه سری  به من ؟؟؟؟من فقط انگشتم است مجبو رشد م جریا ن را بگو یم بعد از گفتن جریا ن بنده را گفتم ؟؟؟ شو ر وی رفتم و عکس گر فتند از انجا د ید ندارد د ست خو دش ا ن بر نمی آیددر نتیجه مرا با امبو لانس خوابا ند ن و در برا نکارد به نقا هتگاه هفت تیر در پایشگاه و حد تی دز فو ل بر دند بعد نیز د کتر مرا صدا کر د ودید و ضع خو بی نیست ؟؟؟؟؟؟
اولین مر حله رضا قائینی  را د ید م که میخوا ست بر گردد  و به واحدزیرا سرپا یی  بو د ورفتم دا خل دید یم معروفی که یک تر کش خور ده به رانش جلو رفتم  د یدیم  محمد علی  مرا دی که ر وی تختخواب رفته  او باز ازانجا مرا به بیمار ستان شهید کلانتر منتقل کر دند  و مجد دا " انجا چهار عکسگر فتند  و دو تا از شکم و دو تا از د ستم و د کتر انجا

وصیت نامه

بسم رب الشهدا ء و الصد یقین
(و الذ ین امنوا و ها جر و ا وجا هد وا فی سبیل الله اموالهم و انفسهم  اعظم در جة عند الله و او لئ ک هم الفا ئزون )
آنا نکه ایمان  او ردند و از و طن هجر ت گز ید ند و در راه خدا با مال و جان  خود جهاد  کر دند و انها را نزد خدا مقا می بلند است و آنها ر ستگارا ن و سعا د تمندان د و عالمند .در و د بر حضرت محمد (ص)پیا مبرگرا می اسلا م که تا پا یا ن  عمربا کا فرا ن و سر کشا ن جنگید  و هر گز تسلیم زور و ز ر نشد و با د ور برفر زند  بر و مند اسلا م امام حسین (ع) که ما نند جد بزر گو ارش پیا مبر اکر م جنگید و در کر بلا به شهادت ر سید و در ود به امام خمینی  این ادامه د هنده راه انبیا ء و این اسطو ری مقا و مت و این پر چم داربزرگ اسلا م که پر چم از د ست افتاده حسین را بعد از هزار و چهار صد سال د وبار به دست گر فت وبافریادهل من ناصر ینصر نی حسین گفت :آیا کسی را در این  راه همرا هی خواهد کر د  و اکنون ما ر زمند گان به ندای حسین گو نه او واز رهنمو د هایش به جبهه آمده ایم و با او پیمان بسته ایم که تا آخر ین قطر ه خون با منا فقا ن و اشغالگرا ن در مرز های کشو ر اسلا م می جنگیم  و با در ود برامت شهید پر و ر این مرزو بو م که در پشت جبهه با منا فقان آمریکایی می جنگد وپشت  جبهه را تقو یت می کنند وسلا م بر پو یند گان  راه حق و عدالت آزا دی  که در زیر ر گبار گلو له های د شمن که ما نند  نقل  بر سر آنها می پا شند که جان به کف  بر قلب د شمن هجو م می بر ند و انها را از پای  در می آو رند و هر لحظه خود نیز آماده شهادت  هستندو آن رابر جا ن خر یدار ند و سلا م بر شما ای پدر و مادر گرا می عزیز م امید وارم که در ز یر پر چم خونین الله اکبر
مویدباشید و بتوا نید در پشت جبهه د ین خود رابه اسلام عزیز ادعا کنید و بدا نید  که ما هر چه داریم از اسلا م است و ارز و مند م از اینکه نتوا نستم  جبرا ن زحمتهای شما را بکنم  مرا ببخشید واگر گاهی بر اثر نادا نی نیز خطا یی کرد م  مرا عفو کنید  و ای مادر و پدر عزیز از شما  میخواهم  از اینکه فر زندی ناقا بل به اسلا م هد یه کر دید هیچ نارا حت نبا شید زیرا د یگر در ان دنیا ی ؟؟؟درجل وی انبیا ء و اولیاءشر منده نیستند و در شهادت من هیچ گونه اشکی نریزید و فقط از خدا وند تعالی بخواهید که فر ج امام عصر  رانزد یک کند و شما نیز د نبال روی خط رهبر با یستید که جدا ازخط ؟؟؟ ذلت و سرافکند گی  است و اگر شما به ملا قا ت امام ر فتید سلا م مرا نیز به رهبر برسا نید و ازبرادرا ن عزیزم میخواهم که هر گز دراین راه کا هلی نکر ده و اسلحه من  را بر داش ته و راهم  را ادامه د هند به خیرو سعادت برسند و از خواهر عز یز م میخواهم  که دل خود  را کنار دل خواهر  های د یگرشهیدا ن بگذار د و هرگز در جلوی منا فقا ن اشک نریزد  که د شمن شاد شو د  بلکه با صبروبر دباری خو دتان چشم د شمن را کور کنید و از د یگر همسا یگا ن و اقوام می خواهم که بنده را ببخشند و ازخدا وند بخواهید که مر گ را رو زی شما نکند زیرا امام حسین می گو ید اگربدنهای ما آفر یده شده اند که ر و زی بمیرند پس چه بهتر که این شهادت در راه خدا با شد و د نبال  ر و خط امام و اسلا م باشند و امام را تنها نگذار ند تااینکه و ارث اصلی اسلا م بیا ید و این اما نت را تحو یل گیر د وعدل و داد را درجهان بگسترا ند و در خاتمه از خدا وند تعالی می خواهم  به عظمت و جلالش پیر و زی نهایی  را بز و دی زو د نصیب تمام مستضعفین  بکند و راه کربلا باز شو د و شما ملت ایرا ن که مشتا قا ن  حقیقی هستید به زیار ت قبر عزیز ز

  • اکبر
1362">
سفارش پروژه برنامه نویسی