Arrow
Arrow
Slider
کد پرونده: 1265372
مشخصات شهید
نام شهید

منصور خدایاری

منصور
نام پدر

حمید

تاریخ تولد

شهیدانی که در این سال متولد شده اند

تاریخ شهادت

شهیدانی که در این تاریخ شهید شده اند

محل دفن شهید

قطعه ردیف قبر
رسته

Directory

زندگی نامه

ششم‌آذر1351، در شهرستان شهربابك چشم به جهان گشود. پدرش حميد، كارگر بود و مادرش فاطمه نام داشت. تا اول‌راهنمايي درس خواند. سرباز ارتش‌بود، نهم شهريور 1372، در گردنه گناو بر اثر ريزش كوه به شهادت رسيد. مزار وي در گلزار شهداي پيرجل شهربابك واقع است.

خاطرات

دست نوشته ها

تو به من خندیدی ...... و نمی دانستی و من دلمرده از باغچه همسایه سیب را دزدیدم.

باغبان از پی من تند دوید...

سیب را دست تو دید

غضب الود به من کرد نگاه

سیب دندانزده از دست تو افتاد به خاک...

و تو رفتی و هنوز

و من اندیشه کنان غرق در این پندارم     که چرا خانه ما پشت نداشت

سالها در گوش من آرام آرام         جنبش جنبش گام تو تکرار کنان می دهد آزارم

 

نه از اشنایان وفا دیده ام من         نه از باده نوشان جفا  دیده ام

امروز که در دست توأم مرحمتی کن    فردا که شوم خاک چه سود اشک ندامت

72/2/14

 

عشق اگر با تو بیاید به پرستاری من    شب هجران نکند قصد دل آزاری من

روزگاری که جنون رونق بازارم بود    تو نبودی که بیایی به پرستاری من

صبحدم مرغ چمن با گل نوخاسته گفت    نازم کن که در این باغ بسی چون تو شکفت

گل بخندید که از راست نرنجیم ولی    هیچ عاشق سخن سخت به معشوق نگفت

منصور خدایاری

72/2/14

شمع را دوست دارم به خاطر نورش     گل را دوست دارم به خاطر بویش

تو را دوست دارم به خاطر ....


خواهی که جهان در کف اقبال تو باشد    خواهان کسی باش که خواهان تو باشد


یکی را دوست دارم ولی هرگز او نمی داند

و تو آخرین لحظه ها بدیدنم نیامدی و چشمهای من همچنان منتظر برایت ماند.  امید زندگیم. محبوب من دوستت دارم به حد پرستش اما خود تو بی وفا بودی ، این تو بودی که مرا یکباره ترک کردی و حتی یک نامه هم برایم ننوشتی.

اما این را بدان که من همیشه تو را دوست دارم.

تا زنده هستم به عشق تو وفادار خواهم ماند. تو گل زیبای من هستی . تو تنها کس من هستی که به قلب و ؟؟؟ مطمئن باش جز تو کسی وجود ندارد و نخواهد داشت . قول می دهم عزیزم ما گل بودیم !!؟


*عشق*

عشق آتش است بی خاکستر

طوفان بی امان، طلوعی بی غروب

آغازی است بی پایان ، شروعی بی انجام

دریایی بی ساحل و فروغی روشن در شب تار است

اگر به سراغ من می آیی، نرم و آهسته بیا که مبادا ترک بردارد چینی نازک تنهایی من

دورم زتو ای گلشن جانان چه نویسم    سرباز غریبم به غریبان چه نویسم

ترسم که قلم شغله کشد صفحه بسوزد    با این دل خونین به تو ای دوست چه نویسم

همانطور که بلبل در قفس میل چمن دارد    غریب هر جا که باشد میل وطن دارد

در جوانی حاصل عمرم به نادانی گذشت    آنچه باقی مانده بود آن هم به سربازی گذشت

جدایی در جهان درد شدید است        ای دوست غصه نخور دنیا همین است

تو گفتن گل بر آید من می آیم        گل عالم تمام شد کی می آیی

غروب عاشقان رنگش طلایی است        ولی پایان آن رنج و جدایی است.

منصور خدایاری 72/2/14


بی تو ای روشنگر شبهای من

بوسه می زد ناله ی شبهای من

در غرور اشک من یاد تو بود

در سکوت سینه فریاد تو بود

چشم اگر خطا کند دل که خطا نمی کند    تن به زمانه داده ام ، هرچه زمانه می کند

گر سگ نشوی کوچه بازار نگردی        هرگز نشوی گرگ بیابان حقیقت

منصور خدایاری 72/2/14

وصیت نامه

1372">
سفارش پروژه برنامه نویسی